عبدالله مستوفى

268

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

ميكرديم . گاهى كه اسد پيدايش ميشد ، سه نفرى و وقتى كه مشاور الممالك از مسافرت برگشت ، چهار نفرى بازى ميكرديم . ولى باز هم من بيكار ننشسته ، كتابى راجع بحقوق اساسى كه از پاريس آورده‌ام ترجمه ميكنم . فضولى خبرنگار روزنامهء نووىورميا قبل از آمدن مفخم الدوله ، يكروز پيشخدمت كارتى بدست من داد كه صاحب آن ميخواهد ملاقاتى كند ، در كارت « ياتچوتسكى خبرنگار روزنامه نووى ورميا « 1 » » نوشته شده بود . گفتم : بگو بيايند ، مردى وارد شد ، بعد از طى تعارفات معموله گفت : « از طرف روزنامه مأموريت دارم بتهران بروم كه اخبار آنجا را براى روزنامه بفرستم ، نامهء توصيه‌اى بيكى از اعضاى وزارت خارجه ميخواستم كه اگر گاهى رجوعى بكنم ، به من جواب بدهند . » گفتم : « برئيس ادارهء روس شما را معرفى ميكنم . » بعد گفت : « اگر يكى از ادباء و نويسندگانرا هم با من آشنا كنيد موجب مزيد امتنان خواهد گشت . » گفتم : « شما را باستاد ادبيات مدرسهء خود آقاى ميرزا محمد حسين خان فروغى معرفى و آشنا ميكنم . » خيلى خوشوقت شد و من دو كاغذ خصوصى براى دو مقصد فوق نوشته به او تسليم كردم . بعد گفت : « اگر التفات داشته باشيد و مرا بآقاى شارژدافر هم معرفى فرمائيد ، مرحمت را كامل كرده‌ايد . » گفتم : « شارژدافر نيست ، فردا بيائيد ، مانعى ندارد . » فردا آمد ، بمشاور الممالك معرفيش كردم ، قدرى باهم صحبت كردند ، بعد مجددا بدفترخانه آمد ، گذرنامهء خود را براى ويزا به من داد ، ويزا كرده به او دادم ، دست محكمى به من داد و از در خارج شد . دو سه هفته‌اى گذشت ، يكروز ديدم در روزنامه نووىورميا شرح مصاحبه ياتچوتسكى با ظهير الملك رئيس ادارهء روس مندرج است . ولى اين مقاله چيز مهمى نداشت . يكى دو هفتهء بعد مصاحبهء ياتچوتسكى با معاون وزارت خارجه و بعد با وزير خارجه و سپس با مشير السلطنه صدراعظم و بالاخره مصاحبهء ايشان با شاه پشت سر هم در روزنامه نووىورميا مندرج شد . مصاحبه‌اى هم با شيخ فضل اللّه كه طبعا اين روزها بازارش رواج داشت كرده و شرح آن را با نيشهاى زننده براى روزنامهء خود نوشته بود . ياتچوتسكى و مصاحبه با شاه ايران ؟ ! ! مگر در طهران تاتوره در هوا پاشيده‌اند كه نمايندهء اين روزنامهء كثيف طرفدار استبداد بتواند با شاه ايران مصاحبه كند ؟ بعد هم با لحنى كه در خور مقام سلطنت نيست ، مصاحبهء خود را در روزنامه منتشر نمايد ؟ ! ! . . . در آن دوره مصاحبهء روزنامه‌نگاران با رؤساى دول معمول نبود . يكنفر روس سرخ يكروز ديگر هم شخصى بسفارت مراجعه كرد ، اين شخص عضو انجمن بين‌المللى جغرافيا بود ، خواهش كرد كسى را به او معرفى كنم كه اوضاع و احوال ايران بخصوص وضع تازه را براى او تشريح كند . ديدم كسى در پطرزبورغ نيست كه مقصود او را بتواند به عمل آورد ، از طرف

--> ( 1 ) - Novoe Vremia